جوابیه!!!!!!!!

سلام به دوست خوبم  اقا یا خانم ظفری که این جوابو  برای مطلب پرستاری نوشتند:

سلام سركار خانم
متاسفانه تمام اين مشكلات شما بدليل عدم پذيرش نقشتان است واگر به بيمار بااين ديد نگاه مي كنيد يعني شما دچار فرسودگي شده ايد وحتي احترام بخودتان را هم ازدست داده ايد وبهتر است به مشاور مراجعه كنيد

جوابیه:ممنون از اینکه نظرتونو برام نوشتید.

چیزی که من نوشتم فقط یه متنه که از گله و شکایتهای اطرافیانم الهام گرفته،من پرستاری رو دوست دارم خیلی بیشتر از اونچه که فکرشو میکنم و میکنی! اگه متنو تا اخر خونده باشی نوشتم که دلیل این فرسودگی اینه که پرستار با عشق کار نمیکه.

تازه من هنوز ترم یک هستم سر کار نرفتم تا خسته باشم و فرسوده !!!!

اما بازم ممنون که نظر دادی بازم به وبلاگ کلاسمون سر بزن منتظرت هستیم....

دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست

چنانکه دست گدایی شبانه می لرزد
دلم برای تو ای بی نشانه می لرزد

هنوز کوچه به کوچه ،حکایت از مردی ست
که دستِ بسته ی او عاشقانه می لرزد

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز
به نام تو در و دیوار خانه می لرزد

چه دیده در که پیاپی به سینه می کوبد؟
چه کرده شعله که با هر زبانه می لرزد؟

هنوز از آنچه گذشته است بر در و دیوار
به خانه  چند دلِ کودکانه می لرزد

دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست
که در جواب، زمین و زمانه می لرزد

 ز من شکیب مجو ، کوه صبر اگر باشم
همین که نام تو آرند شانه می لرزد

میلاد عرفان پور